تبلیغات
دست پخت های یک هیپوتالاموس - حسنی هیچ هم تنها نیست

دست پخت های یک هیپوتالاموس

قـــُـل...قـــُـل...

جمعه 28 بهمن 1390

حسنی هیچ هم تنها نیست

پخته شده به دست پـــارمیث   

الدنگ ها ولم کنید

من نمیدانم مگر این سه پایه چقدر از این ده نفرین شده را میگیرد؟

اگر نمیروم حمام

اگر این صورت بی صاب مانده را نمیشویم برای این است که دست از سرم بردارید به خدا

کره الاغ یادت میآید تو کف کره ی مش رمضان بودی اشک و اندماغت دائم برای من بود؟

حالا دیرت شده؟عجله داری؟

غاز بیشرف بشکند دست بی نمک!

کدام احمقی وقتی پلیپت را عمل کرده بودی به جایت کار میکرد؟

کدام بی پدری رخت های این و آن را به جایت میان آب میشست؟

حالا میروی پشت سر من به غاز در و همسایه دری وری میگویی؟

مرغ عزیز!

شما به جای اینکه این کوچولو را از من دور کنی شبا که مثل مرغ ور دل خروس جانتان میخوابید قند عسلتان را از کافه های سر ده جمع کنید!

خبرش تا 10 تا ده بالا پیچیده که دسته گلت شب ها پری پوش میدهد و روی میز های کافه ها باسنی میلرزاند!

فلفلی، قلقلی جدیدا شما هم زیادی شاخ شده اید!

لازم است یادآوری کنم مدرکتان را عمویتان برایتان خریده؟

حالا لیسانس دانشگاه های مالزی را به رخ من میکشید یا جکوزی خانه ی بابایتان را؟

اهالی عزیز ده

شما عددی نیستید که برایتان تیپ بزنم وگرنه بنده همان حسنیم که شب ولنتاین با دختر مشتی حسن مرغ کابوکی به نیش میکشیدم و شلوار بگی به پا با کفش دی سی سیگاری گوشه ی لبم میگزاشتم و با چشمکی دل دختر های ده پایین را آب میکردم!

نویسندگان

آمارِ خورنده ها

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :